تولد یک سالگی
بفرمایید تولد

و من مثل یک فرشته کوچولو ساکت و اروم نشسته بودم

از مهمونها پذیرایی شد

خونمون هم پر شده بود از رنگین کمان

من و پارسا عاشق کیک هستیم و دوست داشتیم همون موقع کیک بخوریم

و باز هم از مهمونها پذیرایی شد البته به صرف شام که هنوز سفره شام اینجا تکمیل نشده هم بعضی از غذاها نیست هم خودم دیگه ساعت 9 خوابیدم و دیگه نمیدونم در جشن تولدم چه اتفاقاتی افتاد آخه من نمیتونم بیشتر از ساعت 9 بیدار بمونم !

و هم من به مهمونهام یادگاری دادم

و مهمونهای عزیزم هم برای من یادگاری نوشتن
از خاله های عزیزم هم برای زحمتهای که برای تولدم کشیدن ممنون هستم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



تولد یک سالگی 
